
xa0 می دانی مردم یا تماشاگری میخواهند که برایشان دست و جیغ و هورا بکشد، یا دیواری که متحرک باشد ولی محکم که هر کجا و هر زمان خواستند بتوانند به آن تکیه کنند یا ... من فقط میخواهم خود ذهنی ام را به خود فیزیکی ام برسانم. بزرگ، قدرتمند و آرام! xa0...
ادامه مطلب
xa0 امروز به خط پایان رسیدم با سختی، با زحمت، با استرسی وصف ناشدنی همه قیام کردند و به احترام زحمت به خط پایان رسیدنم و تحمل استرسمxa0 نتیجه عالی بود، عالی. xa0...
ادامه مطلب
xa0 جغرافی م ضعیف شده از بس ک این دنیا مثل قضیه ی پانگه آ دائما از هم تجزیه می شود و مکان تجزیه شده مستعمره یک جای دیگر می شود . ب پدر جان گفتم برویم یک کره زمین بخریم ک من جغرافی م ب مرز آبرو ریزی نرسد پدر جانم برایم یک کره زمین خرید ک خیلی خوشگل ست آدم دلش می خواهد هی جغرافی بخواند و من هی دارم جغرافی می خوانم از بس ک دلم می خواهد ! xa0 بعد نوشت : آخر حضرات سیاستمدار کم این کشورها را دستکاری کنید آدمیزاد با چند لقمه نان و یک پیاله آب سیر میشود ، اندازه ی قدش هم جای خواب میخواهد دیگر این همه تج...
ادامه مطلب
xa0 امشب آخرین شب سال نود و چهار هست ...سالی با نشیب و فراز زیاد ، هر چ بود گذشتxa0 امسال تنها آرزویم سلامتی کامل پدر و مادرم ،طول عمر با عزت و شرفشان و آرامشمان ست سال نو بر همه گان مبارک و خجسته باشد ♥ xa0...
ادامه مطلب
xa0 تولد ملیحه و آغاز کولی قانونی ! xa0...
ادامه مطلب
xa0 ساعت دو و سی یک دقیقه نیمه شب است و من در حالی که دهانم طعم خمیر دندان پونه می دهد روی تختم دراز کشیده ام و به صدای جیر جیرک های همسایه گوش می دهم که نفس سلن دیون را در خوانندگی دارند و رکاب زدنشان عالی ست . به مادرم می گویم: xa0واااای صدای جیرجیرک می آید، دلم باغ و بستان خواست ! xa0و مادرم با لحنی بی تفاوت می گوید: جیرجیرک نیست صدای کولرای سرویس نشده ی همسایه هاست ! اما من هر شب به خیال اینکه در همسایگی ام چند جیرجیرک خوش صدا دارم چشمهایم را می بندم و خودم را در شب تابستانی باغی که آسمانش پ...
ادامه مطلب
آشناییxa0 فلوریدا و آپوپکا درxa0 روز تدفینشان اتفاق افتاد. آنها همخانه ی اجباری هم بودند ،قبری دوبلکس، نما چوب داخلی و حیات سرسبز بیرونی . وقتی آپوپکا از مادام فلوریدا خواستگاری کرد ،فلوریدا با ناراحتی گفت من در این دنیا فقط یکبار همخانه میشوم و فقط یکبار ازدواج میکنم و دلم میخواهد همه چیزxa0 همانطور که دوست دارم اتفاق بیافتد .آپوپکا گفت من شیفته ی تو هستم و هر شرطی که بگذاری قبول خواهم کرد .فلوریدا با بغض شکاکی پاسخ داد وزنم اضافه است و لباس عروس فیت تنم نیست صبر کن تا گوشتهای تنم بپوسود و خوش...
ادامه مطلب
xa0 کابوسی هست بنام فاصله که من فوبیای آن را دارم. این فاصله میتواند هر فاصله ایی باشد حتی فاصله بین دو کلمه. و امروز یکی از کابوسهایم که فاصله بود کم شد و دیگر من به کابوس جاده و مسیر طولانی و سرما و گرمایش فکر نمی کنم و قطعا آنها هم دیگر به من فکر نمی کنند. آه کابوسهای فاصله ایی آسمان آرامشم را خلوت کنید، درست مثل همین اکنون ! xa0...
ادامه مطلب
xa0 دلم میخواهد بنشینم یک کنج عزلت آرام که نور گیر باشد کنار دستم هم چند گلدان سبز و یکی دو تا جاندار که سگ و گربه و پرنده بودنش فرقی ندارد فقط جنب و جوش داشته باشند، شعر بخوانم گاه گداری نقاشی بکشم. و با دوستانی که هیچکدامشان را ندارم قهوه بخوریم و درباره مکاتب نقاشی ، فلسفه و یا آخرین فیلم جالبی که دیدیم بحث کنیم. مدتهاست که دلم برای ورق زدن خودم تنگ شده است. xa0...
ادامه مطلب