آشنایی فلوریدا و آپوپکا در روز تدفینشان اتفاق افتاد. آنها همخانه ی اجباری هم بودند ،قبری دوبلکس، نما چوب داخلی و حیات سرسبز بیرونی . وقتی آپوپکا از
مادام فلوریدا خواستگاری کرد ،فلوریدا با ناراحتی گفت من در این دنیا فقط یکبار همخانه میشوم و فقط یکبار ازدواج میکنم و دلم میخواهد همه چیز همانطور که دوست دارم اتفاق بیافتد .آپوپکا گفت من شیفته ی تو هستم و هر شرطی که بگذاری قبول خواهم کرد .فلوریدا با بغض شکاکی پاسخ داد وزنم اضافه است و لباس عروس فیت تنم نیست صبر کن تا گوشتهای تنم بپوسود و خوش اندام شوم و در این مدت موهایم هم بلند می شود و زیبایی ام دو چندان می شود .آپوپکا پذیرفت و رژیم پوسیدگی فلوریدا آغاز شد تا امروز که لباس عروس بر تن کرد و به همخانه ی عاشقش "آپوپکا "گفت : " بزن بریم رو ابراااااا "
رقص کولی در باد ...
ما را در سایت رقص کولی در باد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:26